سلف
37 بازدید
تاریخ ارائه : 5/26/2012 7:22:00 PM
موضوع: ادیان و مذاهب

سلفیت

القاعده تلاش كرد در سياست، از فضاى حاكميت زده وهّابيّت سنتى گذر كند، جريان سلفيّت جهادى اطاعت از حاكمان را به شكل مطلق واجب نمى دانند، بلكه با صراحت بيان مى كنند: (من لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الكافرون)؛ (كسانى كه براساس وحى الاهى حكم نكنند كافر هستند) بر همين اساس هم حكومتهايى را كه شريعت را درعمل اجرا نكنند، تكفير مى كنند و قيام مسلحانه را عليه آنها توصيه و اجرا مى كنند. القاعده تركيب وهّابيّت و انديشه هاى جهادى جريان القاعده، انديشه هاى سياسى سيدقطب را با روحيه تكفيرى و خشنى كه از محمدابن عبدالوهاب به ارث برده بود، تركيب و نظام فكرى القاعده را ايجاد كرد. لذا مى بينند وقتى در عراق شخصى به نام «زرقاوى» روى كار مى آيد و نماينده القاعده مى شود آن بيانيه معروف را صادر مى كند و شعار مى دهد كه شيعه بدتر از يهود و نصارا است و بايد قبل از اشغالگران عراق، آنها را ازبين برد. اين طايفه گرايى و قوميت گرايى منفى است و متاسفانه دربين سلفيّت جهادى وجود دارد و نهادينه شده است. بااينكه گامى مثبت برداشتند و ازآن نگاه حكومتى بسته كه توجيه گر فساد نظامهاى حاكم عربى است، يك گام جلوتر رفتند ولى گرفتار روحيه تكفيرى خشن و ميراثهاى فكرى محمدبن عبدالوهاب شدند. يكى از وكلاى گروههاى جهادى كه حقوقدان است و در دادگاهها از گروه هاى اسلامى و جهادى دفاع مى كند، صحبتى كرده بود، مى گفت: ما بايدكتابهاى سيدقطب را از نظر مذهبى اصلاح كنيم و آن را از فيلتر بگذرانيم. با اين كه سيّد قطب را به عنوان نظريه پرداز بيدارى اسلامى و جهاد مى شناسند ولى از نظر مذهبى با ايشان كنار نمى آيند. اين نشان دهنده اين است كه آنها هنوز پاى بندى هاى خودشان را به نسبت به نظام سلفيّت سنتى از نظراعتقادى، حفظ كرده اند. اين جريان سلفيّت جهادى، تحرّك و جاذبه ايى را براى جوانان در فضاى عربستان ايجادكرد. در دوران مبارزه با اشغالگرى شوروى، تعداد زيادى از جوانان عربستانى تحت تاثير اين انديشه به افغانستان مى روند كه جريان افغان عرب و طالبان را تشكيل دادند. اين حركت به رهبرى القاعده بود و امروز هم در عراق، بخشى از انفجارها را، جوانان عربستانى و كشورهاى ديگر به عنوان جهاد و مبارزه انجام مى دهند. حكومت عربستان هم در مقابل اين ها به شدت موضع دارد. در رسانه ها اين ها را «گروه منحرف» ناميده است و تعداد زيادى از روحانيون و شخصيت هاى تاثير گذار فكرى را بسيج كرده تا جوانان عربستانى را از پيوستن به گردان هاى سلفيّت جهادى پشيمان كند. هر چند مدت يك بار هم در رسانه هاى عربستان اعلام مى كنند كه فلان تعداد از غلو فكرى و گرايش به جريان هاى انحرافى توبه كردند و با برخى از آنها مصاحبه مى گيرند. 2- سلفيّت اصلاح طلبماهيت سلفيّت جهادى در عربستان شناخته شد. طبيعتا چنين گرايشى ساخته دست آمريكاست، براى اينكه آلترناتيو و جايگزينى درمقابل روحيه انقلابى شيعه ايجاد كنند، جريان سلفيّت جهادى را ايجاد كردند. بعد از جنايتهايى كه اين جريان در عراق، پاكستان و ديگر كشورها مانند كشورهاى شمال آفريقا مانند الجزاير و مغرب و انفجارهايى كه به نام جهاد در ميان بى گناهان انجام دادند، بعد از جريان 11 سپتامبر، با توجه به جو جهانى ايجاد شده عليه اين جريان، جريان سومى در عربستان به نام سلفيّت اصلاح طلب پديد مى آيد. سلفيّت اصلاح طلب به دنبال اين است كه حدميانه اى ميان سلفيّت جهادى وسلفيّت حكومتى و سنتى باشد. اين ها نگاه سلفيّت سنتى به حاكميت سياسى و مشروعيت بخشى دينى به حاكميت ها را، قبول ندارند. تعامل با ولى امر (حاكم سياسى) را به گونه اى كه در همه مسايل بايد سكوت كرد و به تصريح آقايان سلفيّت سنتى حتى (النصيحه لأئمه المسلمين) (نصيحت حاكمان مسلمانان) را كه واجب مى دانند بايد سرى بايد باشد، و نبايد علنى باشد كه مبادا احساسات را برضد حاكمان تحريك نشود، سلفيّت اصلاح طلب طبيعتا اين نگاه را قبول ندارد. نقدهايى نسبت به حاكميت مى كنند ولى روحيه جهادى و مبارزات سياسى و قيام مسلحانه را هم نقد مى كنند. به دنبال اين است كه با رشد فرهنگ عمومى و تربيت مردم، اصلاحات تدريجى انجام دهند. خواسته اند حدوسطى درست كنند. با ادبيات روز صحبت مى كنند. نسبت به علوم انسانى آگاه هستند و سعى مى كنند

جوانان عربستان را جذب كنند. وقتى سراغ شخصيت هاى اين جريان برويم، مى بينيم اين طيف در دوره قبل جزو جريان سلفيّت جهادى بودند. فتوا به جهاد مى دادند.